خرید بک لینک
نيلوفر ذوالفقاريشايد اگر آقاي ستايش، معلم ادبيات هنرستان صنعتي شيراز كه به هيچ هنرجويي نمره كامل نمي‌داد، آن نمره 20 را پاي برگه انشاي علي‌اصغر شيرزادي نوجوان نمي‌نوشت، سرنوشت يكي از نويسندگان مطرحِ روزگار ما طور ديگري رقم مي‌خورد. شايد آن نوجوان بوكس را ادامه مي‌داد، روياي دريانوردي را پي مي‌گرفت يا به شوق نجات جانِ كودكان فقير و درمانده و بيمار، حالا از پسِ ساليان گذشته، پزشك حاذق كودكان بود؛ اما آن نمره 20 وكتاب‌هايي كه آقاي ستايش شوق خواندنشان را در شيرزادي نوجوان بيدار كرد، استعدادِ نويسنده

برچسب: نویسنده: نگین رحمانی تاريخ: چهارشنبه 28 مرداد 1405 ساعت: 20:08

✍️علی اصغر شیرزادییاران! خوش بر من که از هنگام مردنراحت، بدون"قطره" و "قرصی" غنودمدر واپسین دم‌ها، به هر جان کندنی بوداین شعر، بهر سنگ قبر خود سرودم!ای دوستان! ای دشمنان! ای اهل عالم!رفتم که رفتم، هرچه بودم یا نبودمای وارثان، " ختم " برای من نگیریدسرتاسر این عمر را در "ختم" بودم!ختم محبت، مهربانی، همزبانی ...پیغام شادی من ز دنیا ناشنودم. خبر این بود: "محمد صالحی‌آرام" هم رفت! تلخ است، تلخ، شنیدن خبر مرگ دوست و همکاری قدیمی که همیشه اندوهی در چشم و نگاه مهربانش داشت و بدون لبخند زدن، با نوشتن مق

برچسب: نویسنده: نگین رحمانی تاريخ: چهارشنبه 28 مرداد 1405 ساعت: 20:08

صفحه بندی